
محسن اسلامي مديرکل امور فرهنگي وزارت علوم ، تحقيقات و فناوري در گفتگو با مهر با يادآوري اينکه 20 فروردين ماه روز ملي هسته اي است ، گفت: کتاب دکتر احمدي نژاد درباره موضوع هسته اي 19 فروردين ماه در دانشگاه تهران رونمايي مي شود.
وي افزود: صحبت ها ، سخنراني ها و يادداشت هاي دکتر احمدي نژاد درباره موضوع هسته اي در اين کتاب گردآوري شده است.
مديرکل امور فرهنگي وزارت علوم با بيان اينکه گردآوري اين کتاب توسط نهاد رياست جمهوري انجام شده است، گفت: رونمايي کتاب دکتر احمدي نژاد بر عهده اداره کل امور فرهنگي وزارت علوم است.
به گفته اسلامي ، رئيس جمهوري براي رونمايي از کتاب دکتر احمدي نژاد دعوت شده است.

به گزارش ايرنا ، رييس مجمع عمومي سازمان ملل که در ماههاي اخير بخاطر بيان مواضع مستقل خود ، توسط اسرائيلي ها بارها تهديد به ترور شده ، روز سه شنبه دستاوردهاي سفرش به سوريه ، فنلاند ، چين ، بحرين ، سوئيس و ايران را تشريح کرد.
وي گفت:دولت آمريکا پيوسته کوشيده تا مخالفان سياستهاي خود را در عرصه جهاني ديو نشان دهد اما در عوض ديکتاتورها و دوستانش را به عنوان افرادي خوب به مردمش معرفي کند.براي مثال مارکوس و پينوشه که حتي آمريکا در آن زمان يکي از مقامات خود را فرستاد تا از پينوشه به خاطر خدماتش قدرداني کند. من براي شرکت در دهمين اجلاس سازمان همکاريهاي اقتصادي (اکو) به تهران دعوت شده بودم .
«تصاويري که برايمان در آمريکا مجسم کرده اند با واقعيت بسيار مغايرت دارد» در اينجا شخصيتها برعکس جلوه داده مي شوند که نمونه آن محمود احمدي نژاد رييس جمهوري ايران است. ما در اينجا مطالب ناخوشايندي را در ارتباط با احمدي نژاد مي شنويم و با خود مي گوييم چرا آنان اين چنين صحبت مي کنند».ما در غرب با ديگران مانند مردم قرون وسطي رفتار مي کنيم.
رييس مجمع عمومي سازمان ملل اظهارداشت:در نشست اکو تمام کشورهاي همسايه ايران ، براي آن کشور احترام بسياري قائل بودند ، شناختي که همه از ايران دارند برگرفته شده از کمکهاي هميشه مثبت اش مي باشد. «براي مثال ايران ميزبان سه ميليون و 500 هزار پناهنده افغاني بوده و براي آنان مکانهاي خاصي را ترتيب داده است.پناهندگان افغاني به طور قانوني و يا حتي غير قانوني در ايران اقامت دارند و ايران بر طبق نظريه اسلامي که بايد با خارجيان به خوبي رفتار کرد, اجازه کار و زندگي داده و آنان به کارهاي گوناگون اشتغال دارند که اين امر بسيار عالي است».
بروکمن گفت: اما ما در عوض چيزهايي که در اينجا مشاهده مي کنيم مخالف مطالبي است که تبليغ مي شود.عده اي مي گويند چون من در ارتباط با بعضي از مسائل قاطع صحبت مي کنم پس فرق قائل مي شوم ولي من مي گويم اگر برادر خوني خودم نيز مرتکب اشتباهي شود بايد آنرا گوشزد کنم.
اين مقام ارشد سازمان ملل اظهارداشت:برنامه اصلي من انجام به وظايفم به عنوان رييس مجمع عمومي سازمان ملل مي باشد.در حال حاضر ما در برهه زماني مهمي به سر مي بريم. براي آمريکا جهان اهميت دارد و براي جهان نيز آمريکا به دليل نفوذي که در دنيا دارد از اهميت خاصي برخوردار مي باشد.
رييس مجمع عمومي سازمان ملل افزود:«ما در غرب بدون هيچگونه تاملي وارد مسائلي مي شويم که درک درستي از آنها نداريم و بدتر آنکه حاضر نيستيم و نمي خواهيم تا آن مسائل را فهميده و درک کنيم».
بروکمن تاکيد کرد: حتما اين مطلب را شنيده ايد که در غرب اول شليک مي کنند و بعد دنبال اين مي روند که به چه چيزي شليک کرده اند و مي گويند نمي دانيم آن چيزي که مورد هدف قرار داده ايم انسان بوده يا گوزن. روش غرب براي حل مشکلات جهاني نيز همين گونه است ، البته اگر مايل باشند تا مسئله اي را حل کنند!
رييس مجمع عمومي سازمان ملل گفت: اولين کسي که حوادث دارفور را نسل کشي ناميد جرج بوش بود و حال مي توانيد تصور کنيد که آلکاپون با اداره پليس تماس بگيرد و بگويد من يک شيشه شير را از فروشگاه دزديده ام!
وي درباره ضرورت بازپرداخت بدهي هاي سنگين آمريکا به سازمان ملل نيز که در هفته گذشته از سوي دبير کل مورد تاکيد قرار گرفت ، اظهارداشت اميدوارم که همکاريهاي بهتري را از آمريکا مشاهده کنيم ، آمريکا يکي از اعضا سازمان ملل است و اصلا معناي عضويت يعني چه؟ يعني اينکه به مسئوليت هايي که وجود دارد اهميت داده شده و به آنان احترام گذاشته شود ، اين مطالب طبق منشور سازمان ملل است.
رييس مجمع عمومي سازمان ملل اظهارداشت اما آيا آمريکا از اين امر پيروي مي کند؟ آمريکا براي سازمان ملل زبان درازي مي کندمثلا در شوراي امنيت مي گويد يا بايد با ما براي حمله همراه شويد و يا اينکه عليه ما هستيد و بايد منزوي شويد.
بروکمن تصريح کرد:پيشگيري از جنگ يکي از اصلي ترين اصول منشور سازمان ملل است و بايد از جنگ جلوگيري شود نه اينکه برخي کشورها جنگ را ترغيب کنند.
وي افزود: آمريکا فکر مي کند گوي بلوريني را دارد که در آن آينده کشورها و نيات آنها را مي بيند اما حتي آيا به دليل اينکه کشوري در آينده شايد اعمالي را انجام دهد بايد به آن کشور حمله کرد؟
رييس مجمع عمومي سازمان ملل گفت:سازمان ملل به آمريکا نياز دارد ولي به آمريکايي که با سازمان ملل و نه عليه آن باشد. آمريکا موظف و متعهد به داشتن مذاکرات چند جانبه و احترام گذاردن به تمام اعضا ي ديگر سازمان ملل مي باشد.
در اين نشست کوتاه خبري از وي سوال شد طي هفت ماهي که از رياست شما در مجمع عمومي مي گذرد چه مطالبي آموخته ايد؟ دسکوتو بروکمن تصريح کرد ، بزرگترين مطلبي که طي اين هفت ماه فراگرفته ام اين است که دنيا به سازمان ملل نياز دارد ولي به سازمان «ملل متحد» نياز دارد نه سازماني که موضع گيري مي کند و اين به معناي داشتن تعهد به برقراري صلح, قطعنامه هاي ضد خشونت و همچنين داشتن تعهد به منشور سازمان ملل مي باشد.
اين مطلب را نيز دريافته ام که بزرگترين تهديد اين است که بخواهند از خشونت به منظور رفع مشکل و راه حل استفاده کنند.«وقتي به عده اي مي گوييم گفتگو کنند, پاسخ مي دهند «خير» چون بسيار متعصب هستند. آنان مي گويند ما با کشورهاي وحشي وارد گفتگو نمي شويم و اين رويه اي است که بايد از ميان برداشته شود».
يک خبرنگار اسرائيلي از بروکمن سئوال کرد:«احمدي نژاد گفته است يکي از اعضاي سازمان ملل بايد از روي صحنه جغرافيا محو شود. آيا اين مطلب طبق منشور سازمان ملل است؟»
رييس مجمع عمومي سازمان ملل گفت:من اين مطلب را نشنيده ام اما اگر وي چنين چيزي گفته باشد لحظه اي بوده و اين نکته را توجه داشته باشيد که ميان عنوان کردن و عمل کردن تفاوت وجود دارد.بعضي ها بدون گفتن حرفي ، دست به همان اعمال مي زنند و به عبارتي عمل مي کنند که اين امر بسيار بدتر است و توجه داشته باشيد که کلمات آنچناني ، کسي را نمي کشد.
از وي سوال شد فکر مي کنيد با اين تعاريفي که از احمدي نژاد رييس جمهوري ايران کرديد ، آيا به او کمک نکرديد که بار ديگر در انتخابات پيروز شود؟
دسکوتو تصريح کرد: به اين مطلب فکر نکرده بودم ولي احمدي نژاد در ايران بسيار پر طرفدار است و من هم در جايگاهي نيستم که از کسي حمايت کنم. اين ملتها هستند که بايد از روساي خود پشتيباني کنند.
منبع:جام جم آنلاين

به گزارش ايسنا ، رييس جمهور در جلسه روز چهارشنبه هيات دولت سفرهاي نوروزي را به عنوان عاملي بزرگ در تغيير روحيه و رسيدن به آرامش و وسيله كسب انرژي لازم از طبيعت زيباي كشور دانست و افزود: مسافرت، تاثير فراواني در وحدت ملي، آشنايي و تعامل مردم با قوميتها دارد و نيز فرصتي است كه همه از نزديك با پيشرفتها و تواناييهاي مناطق مختلف كشور آشنا شوند.
وي خدمت رساني بهمردم در اين ايام را از بهترينكارها برشمرد و تشكيل ستاد ويژه نوروزي را در مركز ضروري دانست.
وي تلاش وزارت كشور و پليس راه در ايام نوروز سال گذشته را كه موجب كاهش تصادفات و مشكلات مردم شده بود، قابل تقدير دانست و تاكيد كرد: امسال نيز بايد با مديريت بهتر آرامش و اطمينان خاطر بيشتري براي مردم فراهم كرد.
در جلسه هيات دولت مقرر شد كه وزارت خانههاي راه و ترابري ، نيرو، مسكن و شهرسازي و كشوربراي ايجاد استراحتگاههاي مناسب بين راهي باسازمان ميراث فرهنگي همكاريهاي لازم را داشته باشند.
بر اساس اين مصوبه، سازمان ميراث فرهنگي موظف شد كه با هماهنگي اين وزارتخانهها نسبت به ايجاد، مرمت و بازسازي مكانهاي مناسب استراحت در بين راهها اقدام كند. نگهداري اين اماكن نيز به شركتهاي توانمند استانها واگذار خواهد شد.
منبعجام جم آنلاين

ايران يكي از بازيگران مهم بازسازي در افغانستان
قبل از پرداختن به اين اصل بايد گفت رژيم منتخب امروزي عراق، دولت سياسياي است كه در آن اكثريت به نمايندگان شيعه اختصاص يافته، لذا طبيعي است كه اين دولت نميتواند در مقابل سياستهاي تهران بيتفاوت باشد و تهران نيز نميتواند بيتاثير در اين زمينه باشد.
در مسائل افغانستان نيز بايد يادآور شد كه اين كشور با داشتن مرزهاي مشتركي حدود 800 كيلومتر با ايران كه نزديكترين كشور به ايران است و تعهدات بينالمللي ايران در بازسازي افغانستان كه بنا بر توافقات كنفرانس توكيو در مورد بازسازي افغانستان 750 ميليون دلار بوده و نيز تعهد ايران در كنفرانس پاريس در سال 2008 براي بازسازي افغانستان كه به حجم 350 ميليون دلار ميرسد نيز نميتواند نقش ايران را در اين كشور با وجود تلاشهاي غرب كمرنگ كند.
ايران تنها كشوري در جهان است كه مشتركات فرهنگي، مذهبي، تاريخي و زباني آن با افغانستان تا اين حد غني است (زبان فارسي يكي از 2 زبان رسمي افغانستان است) لذا چگونه ميتوان با وجود چنين واقعياتي از نقش و تاثيرگذاري ايران در منطقه چشمپوشي كرد؟
به دليل غرور خاص و بياساس، واقعيت نقش ايران از سوي غربيها قابل پذيرش نيست و قصد ندارند بر شكست سياستهاي خود در اين خصوص صحه بگذارند، لذا تاكتيك جديد آنان سياست انزواي اقتصادي ايران را مطرح و بيان كردهاند. در حالي كه تصور ميشد تحريمهاي اقتصادي ايران اعم از مالي، بانكي، صنعتي و بازرگاني با وجود تحريمهاي آمريكا كه از 29 سال پيش به اين طرف ايران را هدف قرار داده، حتما اقتصاد ايران را نابود خواهد كرد، نهتنها چنين مساله و پيشبينياي به واقعيت نپيوست، بلكه تاثير عكس نيز به جا گذاشت. شدت تحريمهاي بانكي و پولي سبب شد تا سرمايههاي نقدي جديد ايران ناشي از گراني قيمت نفت كه حدس زده ميشود بالغ بر يكصد ميليارد دلار باشد، كاملا از تاثيرپذيري از بحرانات اخير اقتصادي امروزي در امان ماند و باعث شد امروز ايران به يكي از معدود كشورهاي دنيا كه كمترين بدهيهاي خارجي در جهان را دارد، مبدل شود.
در همين حال، اگر نظري بر حجم مبادلات اقتصادي ايران با كشورهاي جهان داشته باشيم ميبينيم كه در سال 2008 حجم كل مبادلات ايران با چين 35 ميليارد يورو بوده و بر اين اساس، حجم مبادلات به ترتيب 15 ميليارد يورو با روسيه، 15 ميليارد يورو با امارات و نيز در حدود 10 ميليارد يورو با تركيه بوده كه اين خود نشاندهنده واقعيت اقتصادي و عدم تاثير اين تحريمها بر اقتصاد ايران است.
لذا پرسش امروز در رابطه با ايران، نبايد فقط به انتخاب جهانيان در يك ايران داراي انرژي هستهاي يا يك ايران بدون انرژي هستهاي متمركز شود، بلكه واقعيت حكم ميكند اصلا چنين طرح و چنين انتخابي وجود نداشته باشد.
غرب نميتواند ايران را ناديده بگيرد
ايران يك كشور مستقل و داراي حق حاكميت ملي و از امضاكنندگان توافقنامه بينالمللي منع گسترش سلاحهاي هستهاي است. در حالي كه كشورهاي همجوار آن، پاكستان و حتي هندوستان هيچ كدام از امضاكنندگان توافقنامه منع گسترش سلاح هستهاي نيستند، اما اسرائيل در منطقه داراي سلاح هستهاي است و توافقنامه منع گسترش را امضا نكرده است و حتما به آن هيچ تعهدي ندارد.
اگر قرار باشد جهان به دليل و به بهانه جلوگيري از تشديد بحران هستهاي جهان، انتخابي داشته باشد بين پاكستان كه داراي سلاح هستهاي است و هر لحظه بيم آن ميرود كه سلاح هستهاي اين كشور به دست طالبان كه در دامن پاكستان متولد شده و رشد كردهاند بيفتد و ايران كه گمان ميرود روزي به سلاح هستهاي دسترسي پيدا كند؛ كدام را انتخاب خواهد نمود؟ تنها جواب به چنين پرسشي پذيرش واقعيت ايران امروزي است و بس.
اگر اين واقعيت را بپذيريم كه در جوار تمدن غرب، تمدنهاي ديگري مثل تمدن بابل در عراق يا تمدن پرسپوليس در پارس نيز وجود داشته است، بسادگي و بدون تامل خواهيم پذيرفت كه نميتوان كشوري را ناديده گرفت كه 70 ميليون جمعيت دارد و 65 درصد جمعيت آن زير 30 سال است و امروز به تمام فناوريهاي روز دسترسي دارد و زبانش زباني است (كه سومين زبان مورد استفاده اينترنتي پس از زبان انگليسي و چيني است.)
روايت معروفي است كه هر انسان و هر ملتي، بعد از نان و آب ضرورت حياتي ديگري هم دارد و آن احترام و پذيرش موجوديتش است. آيا ميتوان ملت ايران را از چنين حق طبيعياي محروم كرد؟
آمريكا بخوبي و بسادگي بلد است از همبستگي و همفكري متحدان غربي خود استفاده كند، مخصوصا زماني كه قرار باشد با مشكلات دست و پنجه نرم كند. آمريكا توانسته است از غرب بخواهد فرزندان خود را به افغانستان يا عراق براي جنگ عليه تروريسم بفرستد. اما آيا ميتوان پذيرفت كه به همين سادگي روي همبستگي و همكاري آمريكا براي بازسازي كشورهاي ذكر شده حساب باز كرد؟ آيا آمريكاييها آمادهاند كه بدون هيچ پيششرطي بازار تجهيزكردن انرژي عراق را با غربيها تقسيم كنند؟
در حاليكه از يكطرف كشورهايي مثل چين يا روسيه به نحوي در ظاهر با تحريم هاي اقتصادي بالاي ايران توافق ميكنند، اما از طرف ديگر، درست پس از ترك سالن شوراي امنيت سازمان ملل، مبادلات اقتصاديشان را با ايران چند برابر ميكنند، اينگونه ميتوان برداشت كرد كه هدف اصلي حضور چين و روسيه در شوراي امنيت سازمان ملل درباره ايران فقط و فقط براي شناخت از شرايط و قوانين تحريم بالاي ايران است تا بتوانند بسادگي پس از ختم مجلس شوراي امنيت، قوانين متذكره را دور بزنند.
مگر ميشود كشوري را كه با بيش از 12 كشور مختلف دنيا مرز مشترك دارد، بسادگي تحريم كرد؟12 يا 13 مرز مشترك به مفهوم 12 يا 13 درخروجي يا ورودي است. همانطور كه براساس روايت «يك فرق بين زن اصلي و زنرويايي وجود دارد» تمام كشورهاي هم مرز با ايران اين واقعيت را پذيرفتهاند كه به وسعت يك دريا ميان تصميم شوراي امنيت سازمانملل و واقعيتهاي اقتصادي و اجتماعي منطقه فاصله وجود دارد، لذا چگونه امكان دارد سومين قدرت صادراتي نفت دنيا را ناديده گرفت؟
بازنده اصلي اين بازي مضحك غرب و مخصوصا فرانسه
از يكطرف نميتوان ادعاي آوردن صلح پايدار در شرق ميانه را طرح كرد و از طرف ديگر، يكي از پرجمعيتترين، جوانترين و غنيترين كشورهاي منطقه را ناديده گرفت. مخصوصا كشوري كه بنا بر حكم واقعيت ژئو استراتژيك منطقهاي، يكي از بزرگترين مرزهايش را با افغانستان و عراق، يعني 2 كشوري كه عملا آمريكا و جهان غرب درگير جنگ در آن است را داراست.قطعا در نهايت بازندگان اصلي سياست در انزوا قرار دادن ايران و بازي مضحك تحريمها، مطمئنا نه كشورهاي روسيه و چين خواهند بود و نه كشور ايران. آمريكاييها خوب ميدانند در اولين فرصت و به مجرد عاديشدن روابط ايران با آمريكا، تمام اين بازار را خواهند گرفت و حتما مقدمات آن را تا امروز فراهم كردهاند.
يكي از اصليترين بازندگان اين بازي، اروپا و اروپاييان هستند كه در بطن آن كشور فرانسه از همه بازندهتر است. سياست احساساتي و سختگيرانه امروز فرانسه درباره ايران، شركتهاي معتبر و بزرگ فرانسوي را به دردسر دچار و آنها را شديدا ضعيف كرده است. شركتهايي مثل توتال، رنو، پژو، لوگران، كارفور، والون، سوسيته ژنرال و شركتهايي كه بيش از ديگران حضور فعال داشتند، هر روز سهمشان را از بازار ايران كمتر و كمتر شده ميبينند. لذا ادامه اين سختگيريها و تاييد بر روند آن جز اينكه بستر مطلقيتگرايي را پربارتر و قويتر از ديروز نمايد پيامد ديگري نخواهد داشت.
وقت آن رسيده كه همين امروز با ايران بدون هيچ پيششرطي و به صورت مستقيم و بدون هيچ واسطهاي باب مذاكره و صحبت را باز كرد. وقت آن است كه با قبول واقعيت امروز يعني طرف شدن با يك ايران جوان، يك ايران با قدرت در سطح منطقه، يك بازيگر تاثيرگذار در روند سياست بينالمللي، و يك بازار اقتصادي بزرگ، بكر و با آينده روشن، مشكلات را با اين كشور حل كنيم.
ايران امروز ايراني است كه سخت براي آزادي و خصوصيسازي اقتصادش تلاش ميكند و برنامههاي بزرگي را در اين راه در دست دارد همان طور كه كشور چين در 15 سال قبل اين تلاش را كرد. ايران امروز ميتواند پس از 30 سال تحريم آمريكا و تنها براي بازسازي ناوگان هوايي مسافربرياش تا 40 فروند هواپيماي مسافربري داشته باشد، ايران امروز ميتواند ادعا كند كه براي بازسازي و مدرنسازي كارخانههاي توليدي انرژياش بيشتر از 150 ميليارد دلار در 10 سال آينده سرمايهگذاري كرده و ايران امروز تعهد كرده كه امسال تا سقف يك ميليارد دلار در بازسازي عراق و تا 350 ميليون دلار در بازسازي افغانستان سرمايهگذاري كند؛ چرا با ديدن اين واقعيات با ايران امروز اينگونه برخورد ميشود؟
يكي از ديپلماتهاي قديم و كهنهكار آمريكا آقاي برژينسكي كه در سال 1979 سفارت آمريكا در چين را بازگشايي كرد، اخيرا بصراحت پذيرفته است كه: «بيشتر از 3 دهه نفرت و كينه متقابل بين ايران و آمريكا هيچ سودي را به هيچ يك از دو طرف آمريكايي و ايراني ارزاني نداشته است.»
دكتر اسماعيل كريمپور
منبع جام جم آنلاین


